عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

162

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

قاضى عبد اللّه [ است ] . و مختصر مسجدى هم دارد و همه‌قسم نجّار و حدّاد و زرگر و پيله‌ور نيز به اندازه يافت مىشود . و چون به دريا و بندر گوادر نزديك است خريد فروش اقمشه رواج دارد و فى حدّ نفسه بندرمانندى است . آب تمام مزارعات مزبوره از رودخانهء كاجه و محصول آنها ديمه‌كار [ است ] و ابدا در تمام حدود كوچه يك رشته قنات يافت نمىشود . چشمهء داج - تيس 252 و از اينجا تا چابهار در هيچ نقطه كوه نيست و جلگهء مسطح [ است ] كه به دريا وصل مىشود و تا چابهار چهارده فرسنگ [ است ] و ابدا سنگلاخ و فراز و نشيبى ندارد و اطراف راه هم هيچ‌قسم علوفه نيست و ميان منزل چشمه‌اى است مسمّى به داج « 1 » و در چپ جادّه به فاصلهء سيصد قدم واقع و آبش ناگوار و شور و سالهاى خوب آبش تا سرچشمه [ است ] و خشك‌سال دو سه ذرع ريسمان‌خور دارد . و اطراف راه آهو زياد است و از چشمهء مزبوره تا چابهار هفت فرسخ است و خطش به جنوب حقيقى سير مىكند . در دو فرسخى چابهار زمينى است مسمّى به تيس و در عهد مرحوم وكيل الملك قلعهء محقّرى ساخته‌اند كه بالفعل منهدم و خراب است . چابهار 253 چابهار مختصر بندرى است وصل به دريا و انواع [ و ] اقسام خانه‌هاى تيرپوش و جزئى كوچه و بازار نيز دارد و تجار و كسبهء متفرقه در آن نقطه ساكن [ اند ] و جنس گذران آنها را از ساير جاها مىآورند . اهالى آنجا قريب چهارصد [ 170 ] خانوار [ ست ] و آب شرب خود را از چاه مىكشند و سه چهار ذرع عمق بيشتر ندارد . آبش ناگوار و هوايش به منتها درجهء گرمى و رطوبت زمينش زياد و به‌طورى است كه غير از خلق بومى آن نقطه كسان ديگر نمىتوانند در آنجا توقف كنند . قلعهء مختصر دولتى دارد كه ناچار در زمين مسطح بنا كرده‌اند و فى حدّ نفسه همه‌قسم برج و باره و تيركش تفنگ دارد . و در قلعهء مزبوره زياده از دو سه اوطاق نشيمن قراولخانه نيست و به واسطهء كثرت رطوبت و عدم تعمير فعلا رو به خرابى و انهدام گذاشته است .

--> ( 1 ) - دج از آباديهاى چاه‌بهار در كتاب جغرافيا و اسامى دهات مذكورست .